روانشناسی کاربران در طراحی تجربه کاربری7 دقیقه

روانشناسی کاربر در تجربه کاربری

مقدمه

روانشناسی کاربر در طراحی تجربه کاربری چیست و چه فایده‌ای دارد؟ چطور می‌توان با کمک این علم، نیاز کاربران را بهتر شناسایی کرد؟ روانشناسی چه کمکی به طراح می‌کند؟ همانطور که در مقاله “طراح تجربه کاربری باید چه مهارت هایی داشته باشد” مهارت‌های یک طراح را بررسی کردیم، نکته مهم دیگر شناسایی نیازمندی ها و اهداف کاربران بود، یکی از توانایی مهم طراح ارتباط با کاربر و درک او است. در ادامه نحوه تفکر از دیدگاه کاربر را بررسی خواهیم کرد.

چطور کاربران را بیشتر بشناسیم؟

رفتارهای انسان از دو بخش تشکیل شده است: رفتارهای قابل پیش بینی و رفتارهای غیرقابل پیش بینی. اما فقط برای رفتارهای قابل پیش بینی می‌توانیم مدلی را تعریف کنیم که بتوان تشخیص داد طراح کدام یک از رفتارهای کاربران را می تواند کنترل کند و کدام رفتار از کنترل او خارج است. اما قبل از آن باید مفاهیمی را موشکافانه بررسی کنیم پس در ادامه با ما همراه باشید.

روانشناسی

ما همگی کم و بیش با مغزی یکسان متولد شده‌ایم. شاید جزئیات، کمی تفاوت داشته باشند اما سیستم مغز همه انسان‌ها یکسان است. همگی می‌توانیم خوشحالی یا ناراحتی را احساس کنیم. خواستاریم به ما احترام گذاشته شود. همگی می‌توانیم دوچرخه سواری یاد بگیریم و …

مثلا کاربران سایت پینترست عکس‌هایی را جمع آوری می‌کنند و در پنل خود ذخیره می‌کنند، این عمل از نظر روانشناسی چیزی است که همگی دوست داریم و این علاقه در بین همه انسان ها مشترک است. همه ما از این حد روانشناسی در زندگی روزمره استفاده می‌کنیم.

وقتی طراحی ما بر اساس روانشناسی باشد، می‌توان رفتارهای کاربر را پیش بینی کرده و به بهترین نحو هدایت کرد. البته تفاوت بین سلیقه کاربران هم می‌تواند نقاط قوت باشد.

فرهنگ

پس از تولد، ما مغز را به سمت مختلفی می‌بریم. ممکن است یک دانشمند شرقی مسیحی باشید که از اورست بالا رفته یا یک هنرمند غربی که ویدئوی کامیون‌های بزرگ را تماشا کرده است. مثلا همه انسان‌ها دنبال عدالت هستند، اما معنی عدالت از نظر هر فرد یا جامعه ای متفاوت است. یا ممکن است فردی محکومیت به مرگ را عدالت بداند اما فرد دیگری موافق نباشد.

فرهنگ در روانشناسی کاربر

در مثال پینترست، شاید جمع آوری تصاویر؛ جهانی باشد، اما جمع آوری عکس از دسته و موضوع خاص، یک کار شخصی است. پینترست برای پیداکردن موضوعات جذاب برای هر کاربر، کارهای زیادی می‌کند. موضوع می‌تواند راجع به رابط کاربری باشد، معماری یا حتی بستنی!! چون دسته‌های مختلفی برای همه سلایق در نظر گرفته است.

اما روانشناسی کاربر چیست؟

مسئله مهمی که در طراحی وجود دارد این است که هر آنچه که کاربر انتظار دارد در طراحی خود لحاظ کرده باشید و حتی چند مورد قبل و کمی بعد از آن را نیز در نظر بگیرید.

 طراح تجربه کاربری قادر است مغز را با بسیاری از راه‌های قابل پیش‌بینی تحت تاثیر قرار دهد.

روانشناسی کاربر دانشی فلسفی نیست، چون از چگونگی به وجود آمدن انسان صحبت نمی‌کند بلکه به چگونگی عملکرد می‌پردازد و تلاش می‌کند به یاد گرفتن و یاد دادن تمرکز کند.

چرا طراح تجربه کاربری باید روانشناسی بداند؟

پاسخ: زیرا طراح تجربه کاربری تلاش می‌کند راه‌حل‌های دقیقی برای حل مشکلات مردم ایجاد کند. در واقع طراح به کاربران کمک می‌کند تا احساس کنند، فکر کنند و برای رسیدن به اهداف خود عملی انجام دهند. پس هر چه بیشتر درمورد احساس، افکار و اقدامات کاربرانتان بدانید، طراح بهتری هستید…

وقتی درمورد روانشناسی بدانید، پاسخ سوالاتی مثل “چرا کاربران چیزی را به اشتراک می‌گذارند؟” یا “چرا کاربران همیشه ارزان ترین قیمت را انتخاب نمی‌کنند؟” یا “چرا طرحی که در دریبل به اشتراک گذاشته شده، 200 تا لایک گرفته است؟” را بفهمید. البته یادگیری این علم چالش‌های فراوانی هم دارد. مخصوصا اینکه یک طراحی ثابت، از دید مردم مختلف، متفاوت به نظر می‌رسد و این یک چالش برای شماست. یا اینکه بعضی از ویژگی‌ها کاملا شخصی به نظر می‌رسد. در واقع وقتی دید کلی داشته باشید باید اطلاعاتی درمورد دید همه مردم جهان داشته باشید.

اما وقتی درباره تجربه حرف می‌زنیم دقیقا به چه چیزی اشاره می‌کنیم؟

در این زمینه ما درباره شش موضوع صحبت می‌کنیم:

  • آنچه کاربر احساس می‌کند

طراحان با تجربه، درباره احساسات کاربران زیاد صحبت می‌کنند. خوشحال کردن کاربر، پرسش درمورد آنچه کاربران دوست دارند، شگفت‌زده کردن کاربران، و … چیزهایی است که طراحان به آن فکر می‌کنند. کاربران احساساتی دارند و می‌توان از آن به صورت مفید استفاده کرد. حتی احساسات را می‌توان از چهره آن‌ها دید. پس می‌توان آن‌ها را سنجید، ارتباط برقرار کرد و حتی مطالعه کرد.

  •  آنچه کاربر می‌خواهد

موضوع مهمی است اما توصیف آن برای کاربران آسان نیست. انگیزه‌های کاربران محرک رفتار آن‌ها هستند. همه کارهایی که کاربران انجام می‌دهند از کلیک کردن، انتخاب، خرید، حتی دیدن و شنیدن، به چیزهایی که می‌خواهند داشته باشند بستگی دارد.

روانشناسی کاربر

  •  آنچه کاربر فکر می‌کند

کاربران همواره در حال فکر کردن هستند و روانشناسان به آن بار شناختی می‌گویند.

اینکه کاربر را مجبور کنید چیزی را بفهمد یا بیشتر از یک جمله را بخواند یا ویژگی جدیدی را یاد بگیرد، یا حتی دو کار را همزان انجام دهد، یعنی او را مجبور کرده‌اید به فکر جدیدی بپردازد. اغلب کاربران تنها می‌توانند به صورت همزمان به تعداد کار محدودی فکر کنند و اگر شما تعداد کار بیشتری از آن‌ها بخواهید بار شناختی آنها را زیاد کرده‌اید و بدون شک آنها شما را ترک می‌کنند.

  • هر آنچه کاربر اعتقاد دارد

شکل گیری باور و اعتقادات بعد از مشاهدات به کاربر این امکان را می‌دهد که پیش‌بینی کنند کاربران بعد از مشاهده چه عواملی، به آن اعتقاد پیدا می‌کنند

  •  آنچه کاربر به یاد می آورد

یک طراح تجربه کاربری باید بداند کاربر بعد از مدتی خاطره کلیپی را که دیده فراموش می‌کند، یا بخشی از آن را به ذهن می‌سپارد یا حتی هنگام تعریف آن قسمتی را که دیده، با تجربه خود تغییر داده و تعریف می‌کند. طراحی می‌تواند تعیین کند کدام قسمت در ذهن کاربر بنشیند، آن را به یاد آورد و یا فراموش کند.

  •  آنچه کاربر متوجه نمی‌شود

این موضوع فرق بین طراحان تجربه‌کاربری خوب با کسانی است که فقط وایرفریم می‌کشند. طراح خوب تجربه کاربری باید چیزهایی را طراحی کند که کاربران متوجه آن نمی‌شوند، بازخوردی می‌دهند و شاید هرگز به یاد نیاورند اما در عملکرد آن‌ها موثر است. مثل معماری اطلاعات، نمودار جریان حرکت کاربری و … این عناصر طراحی، رفتار کاربران را تغییر می‌دهد و چگونگی این حرکت را نشان می‌دهند.

تجربه کاربر

تجربه‌هایی که هر فرد از دنیای پیرامون خود دارد به دو دسته تجربه آگاهانه و غیر آگاهانه تقسیم می‌شود. اما این تجربه ها چه هستند و در طراحی چطور استفاده می‌شوند؟

تجربه آگاهانه

هنگامی که از تجربه‌کاربری استفاده می‌کنید حتما کلمه لذت را نیز شنیده‌اید. هدف این است که کاربران شگفت‌زده شوند، و این نتیجه حاصل زمانی است که به صورت خودآگاه انجام شود.

درواقع تجربه آگاهانه در طراحی می‌تواند همان چیزی باشد که کاربران را ترغیب می‌کند تا مطلبی را به اشتراک بگذارند، لایک کنند، نظر بدهند یا دانلود و ثبت نام انجام دهند.

در انتهای کلیپ های یوتیوب نوشته می‌شود به اشتراک بگذارید چون ممکن است به صورت ناخودآگاه راجع به اشتراک گذاری فکر کنید ولی آن را انجام ندهند.

تجربه ناآگاهانه

تجربه ناآگاهانه همانطور که از نامش پیداست، ناخودآگاه صورت می‌گیرد. مثلا چطور تصمیم می‌گیریم که اعتماد کنیم، به چه چیزی باور داریم و انجام چه کاری راحت‌تر است؟
مثلا وقتی کاربری از سایت شما استفاده می‌کند، فرمی را پر می‌کند و کتابی هدیه می‌گیرد، این باعث می‌شود به شما اعتماد کند.
پس برای اینکه کاربر اعتماد کند باید طرح حس اعتماد و شفافیت را القا کند، یا با اضافه کردن تجربه لذت بردن، بتواند از طرحتان استفاده کند.

جمع‌بندی

روانشناسی در طراحی تجربه کاربری کمک می‌کند تا طراح بفهمد کاربر چه احساسی دارد، او چگونه فکر می‌کند، چه می‌خواهد، به چه چیزی اعتقاد دارد، چه چیزهایی را به یاد می‌آورد و حتی چه چیزهایی را متوجه نمی‌شود.یک طراح باتجربه از این طریق کاربر خود را بهتر و بیشتر می‌شناسد و می‌تواند با او ارتباط خوبی برقرار کند و به طراحی کاربرپسند برسد.

لطفاً به این مطلب رأی بدهید.
5/5 (6)
از این مقاله خوشت اومد؟ به اشتراگ بگذار:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *