در طراحی UX چطور به نتیجه برد-برد برسیم؟6 دقیقه

استراتژی برد برد در طراحی تجربه کاربری

مقدمه

همیشه برای یک طراح دغدغه اصلی پیدا کردن نیازهایی است که باید در پروژه اجرا کند. درواقع چیستی یک طراحی، نیازها و اهدافی است که کاربر و کسب و کار می‌خواهند به آن برسند. برآورده کردن نیاز‌های کاربر و همچنین اهداف تجاری، کاربر طراحی تجربه کاربری را وادار می‌کند به نتیجه برد-برد فکر کند. اولین و مهمترین گام قبل از شروع طراحی، جمع‌بندی نیازمندی‌ها توسط طراح UX است.

قبل از شروع طراحی

زمانی که یک پروژه جدید تجربه کاربری را شروع می‌کنید (قبل از شروع طراحی) لازم است اهداف کاربری و اهداف کسب و کار را بشناسید. به عنوان یک طراح تجربه‌کاربری هیچ چیزی مهمتر از شناخت اهداف نیست. اما منظور از اهداف کاربر و اهداف تجاری یا کسب و کار چیست و چرا این دو را از هم جدا می‌کنیم؟

اهداف کاربر

کاربران همیشه یک چیز را می‌خواهند؛ چرا که کاربران همان افراد عادی هستند و معمولا مردم عادی همیشه خواسته‌ای دارند. هنگامی که فردی پروفایل دوست قدیمی خود را در فیسبوک نگاه می‌کند، یا کلیپ‌های طنز در آپارات را می‌بیند، یا دستور پخت غذای جدیدی را می‌خواند و … همیشه در حال جستجوی چیزی است و هدفی را دنبال می‌کند. حتی ممکن است بخواهد چیزی را بسازد. پس به عنوان طراح تجربه کاربری لازم است قبل از هر چیزی از خود بپرسید کاربران چه می‌خواهند؟ دنبال چه چیزی هستند؟

اهداف کاربر در طراحی تجربه کاربری

 

اهداف کسب و کار

ایجاد و طراحی وب سایت یا اپلیکیشن برای هر سازمان یا شرکتی با هدفی همراه است. در اکثر موارد هدف، کسب درآمد است. اما ممکن است تبلیغات برند تجاری، جذب اعضای جدید برای یک انجمن و … نیز هدف کسب و کار باشد.

مشخص شدن اهداف کسب و کار بسیار مهم است. چرا که استراتژی طراحی تجربه کاربری وقتی که هدف نمایش تبلیغات بیشتری است با زمانی که هدف فروش محصول یا نمایش آن در شبکه های اجتماعی باشد، کاملا متفاوت است. این اهداف در کسب و کار به عنوان شاخص اصلی کارایی (KPI) شناخته می‌شود.

اهداف کسب و کار در طراحی تجربه کاربری

اما چطور می‌توان اهداف کاربر و کسب و کار را در یک راستا قرار داد؟

هنر و توانایی یک طراح تجربه کاربری است که بین اهداف کاربر و سازمان ارتباط برقرار کند تا هنگامی که کاربر به هدف خود می‌رسد، سازمان هم به سود خود دست یابد.

مثلا یوتیوب از تبلیغات کسب درآمد میکند و کاربران میخواهند ویدئوهای خوبی پیدا کنند بنابراین قراردادن تبلیغات در ویدئوها و بعضی صفحه ها منطقی است. اما علاوه بر راحت بودن جستجوی ویدئوها و یافتن ویدئوهای مشابه باعث می‌شود که کاربران ویدئوهای بیشتری را تماشا کرده و درآمد یوتیوب افزایش یابد.

اما اگر اهداف به درستی چیده نشوند یکی از دو مشکل زیر به وجود می‌آید:

  • با وجود اینکه کاربران آنچه می‌خواهند را می‌یابند، اهداف کسب و کار به دست نمی‌آید (کاربران زیاد، بدون موفقیت کسب و کار که به این استراتژی برنده-بازنده می گویند)
  • کاربران آنچه انتظار دارند را به دست نمی‌آورند (بدون کاربر، بدون موفقیت کسب و کار که به این استراتژی بازنده-بازنده می‌گویند)

اما هیچ کدام از این نتایج ما را به نتیجه برد-برد در طراحی UX نمی رساند!!!

اگر یوتیوب کاربران را مجبور می‌کرد برای دیدن هر ویدئوی 30 ثانیه‌ای، 20 دقیقه تبلیغ تماشا کنند، قطعاً خیلی سریع ازبین می‌رفت و مرگ دردناکی را تجربه می‌کرد. چرا که هیچ کسی چنین وقتی برای تماشای چنین ویدئویی نمی گذاشت. اما تماشای چند ثانیه تبلیغ در مقابل لذت تماشای ویدئوهای مورد نظر کاربر، چیز کوچکی است که هم کاربر و هم یوتیوب را خوشحال می‌کند!

 حالا طراح تجربه کاربری چطور نیازمندی‌ها را جمع‌آوری کند؟

اینجا لازم است با چند مفهوم نیاز، خواسته و تقاضا آشنا شویم تا تفکیک هر کدام آسان شود:

نیاز (Need)

نیازها برای وجود و بقا ضروری و لازم‌اند و این نیازهای اولیه شامل غذا، لباس و سرپناه هستند. نیازها در جوامع و طی دوره‌های مختلف، متفاوتند. مثلا آموزش‌وپرورش و بهداشت و درمان در دسته نیازهای اساسی دنیای امروزی هستند. به طور کلی محصولاتی که در طبقه نیازها قرار می‌گیرند، برای فروش نیازی به فشار ندارند؛ زیرا مشتریان خود اقدام به خرید می‌کنند.

خواسته (Want)

خواسته‌ها یک قدم جلوتر از نیازها هستند و به طور گسترده‌ای به نیازهای خود فرد وابسته است. مثلا وقتی برای بقا نیاز به مایعات داریم ومی‌خواهیم تشنگی خود را برطرف کنیم، نیاز ما می‌شود “خواستن مایعات” ولی این نیاز را به روش‌های مختلفی می‌توان برآورده کرد، مثلاً با آب، دوغ، نوشابه، آب‌میوه و… پس می‌توان گفت: «روش‌های برآورده کردن نیازها، همان خواسته‌ها هستند.»

تقاضا (Demand)

وقتی فردی چیز ممتاز و ویژه‌ای را می‌خواهد و توانایی خرید آن را نیز دارد، خواسته‌ او به تقاضا تبدیل می‌شوند. تفاوت اساسی بین خواسته‌ها و تقاضاها میل است. مشتری ممکن است به چیزی تمایل داشته باشد اما ممکن است قادر به برآوردن میل خود نباشد. مثلا همه ما دوست داریم و می‌خواهیم ماشین داشته باشیم، ولی شاید عده‌ای توان خرید آن را داشته باشند. اگر توان و میل برای یک محصول یا خدمت وجود داشته باشد و تأمین شود، گفته می‌شود برای آن تقاضا وجود دارد.

استراتژی برد-برد

به عنوان یک طراح تجربه کاربری در طراحی تجربه کاربری هر چه بررسی کنید تا بفهمید چه کارهایی را نمی‌توانید انجام دهید و چه کارهایی را باید انجام دهید، بیشتر می‌توانید تمرکز کنید. در طراحی تجربه کاربری شما بر سایر اعضای شرکت از جمله تیم فروش، برنامه نویسان و مدیران اجرای تاثیر می‌گذارید. همیشه با سهام‌داران در مورد هر بخشی که می‌تواند بر طراحی شما تاثیرگذار باشد مذاکره می‌کنید.

مشکلاتی که قابل حل هستند و نیز مواردی که نمی‌توانند تغییر کنند یا موارد فنی که باید در نظر گرفته شوند را جمع‌آوری کنید. نیاز دیگران، نیاز شماست. مراقب باشید نیازمندی را با انتظارات اشتباه نگیرید. اگر کسی گفت به چه چیزی نیاز دارد، شما بپرسید چرا؟ اگر جوابی که داد خواسته‌های شخصی یا انتظار سایر افراد بود، سوالات بیشتری بپرسید تا مسئله شفاف شود.

گاهی سازمان‌ها روی ایده‌ای کار می‌کنند و یا ویژگی‌های غیرضروری زیادی به آن اضافه می‌کنند، چرا که همه فکر می‌کنند این بهترین است! اما با بررسی می‌فهمید این کار، کار درستی نیست اما تنها دلیل آن این بوده که کسی مخالفت نکرده یا سوالات مناسب نپرسیده است.

پس لطفا به آرزوها فکر نکنید!!!

خواسته‌ها و نیازهای کاربر را به دست آورید، نیازهای کسب و کار را نیز به دست آورید، حالا بین این دو، تعادل برقرار کرده و برای ورود به مرحله بعدی آماده شوید.

جمع‌بندی

بعد از شناخت اجزای تجربه کاربری و همچنین مهارت‌های یک طراح تجربه کاربری، نیازمندی‌های پروژه را بررسی کردیم. نیازمندی‌ها به دو دسته بزرگ تقسیم می‌شوند.

1- نیازمندی‌های کاربرانی که سایت، اپلیکیشن یا محصول، برای آن‌ها ایجاد شده

2- نیازمندی‌های کسب و کاری که می‌خواهد برای اهداف سازمان یا شرکت خود، خدمت یا محصولی را به مشتری ارائه دهد.

وظیفه طراح تجربه کاربری این است که این نیازمندی‌ها را جمع‌آوری کرده و بین آن‌ها تعادل برقرار کند. در واقع وظیفه طراح، ایجاد استراتژی برد-برد برای کاربر و ذینفعان است که هر دو به رضایت برسند. چون ارائه خدمت یا محصول بدون مشتری معنایی ندارد و بدون رسیدن سود به ذینفعان، پروژه‌ای ایجاد نمی‌شود.

لطفاً به این مطلب رأی بدهید.
5/5 (6)
از این مقاله خوشت اومد؟ به اشتراگ بگذار:
اشتراک
اطلاع از
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش همه نظرات